پخش زنده
امروز: -
کارشناس مسائل بینالملل گفت: ما و دشمن در حال سنجش وضعیت هستیم.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای محمدی کارشناس و تحلیلگر مسائل حوزه بینالملل در برنامه گفتگوی ویژه خبری با موضوع «تحلیل شناختی جنگ تروریستی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران» پیامدهای حمله احتمالی آمریکا به ایران را بررسی کرد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است.
سوال: این روزها اخبار متفاوتی را راجع به آرایش نظامی به ویژه آمریکاییها در منطقه میشنویم ارزیابی جنابعالی چگونه است؟ الان وضعیت به چه صورت است؟
محمدی: با شرایط بسیار پیچیدهای مواجه هستیم و به نظر من تحلیلهای ساده انگارانه و تقلیل گرا تحلیلهای دقیق نخواهند بود.
حقیقتی را بگویم و اینکه تصورم این است که دشمن هم هنوز نمیداند چه کار دارد میکند و چه کار میخواهد بکند؟ دشمن دارد آرایش میگیرد و ما این آرایش را داریم رصد میکنیم. به نظر من الان اراده سیاسی قابل توجهی هم از ناحیه آمریکاییها و بعضی طرفهای دیگر برای اینکه در منطقه خاورمیانه دست به تنش بزنند وجود دارد، اما هنوز شخص ترامپ تردیدهای خیلی مهم و جدی دارد و اینها در موقعیتی نیستند که بشود گفت تصمیمهای نهایی را گرفتند گرچه ما برای همه سناریوهایی که ممکن است پیش رو باشد آماده هستیم. بنابراین چیزی که الان میشود گفت این است که دشمن جدی است و دارد قابلیتهای خودش را برای اجرای سناریوهای مختلف تهدید در منطقه تجمیع میکند، اما دشمن تردیدهای مهمی هم دارد، ترسهای مهمی هم دارد و ترکیب اینها با همدیگر تعیین خواهد کرد که نهایتاً چه اتفاقی خواهد افتاد.
یک معادله در حال شکل گیری است که من به آن میگویم معادله «هزینه». نتیجه چیزی که در ذهن دشمن است این است که چقدر باید هزینه بدهد و با آن مقدار هزینه که میدهد چه نتیجهای به دست خواهد آورد؟ به نظر من اگر آنها احساس کنند میتوانند با هزینه کم به دستاورد و نتیجه بزرگ برسند ممکن است دچار اشتباهات محاسباتی شوند و کاری کنند، اما اگر شرایط به گونهای پیش رود که محاسبات واقع بینانهتری به دشمن تحمیل شود نه، ممکن است سناریوهای دیگری رقم بخورد.
الان از جانب صهیونیستها ارادهای وجود دارد برای اینکه آمریکا در منطقه خاور میانه به مهلکه کشیده شود. این بسیار جدی است. در جنگ ۱۲ روزه هم اینها همین کار را کردند. در جنگ ۱۲ روزه هم اینها برآوردی که به آمریکا داده بودند این بود که بالاخره اولین موشک که در ایران روی زمین بخورد قرار است مردم بریزند در خیابان. قرار است شورشهای بزرگ اجتماعی رخ دهد. قرار است حکومت براندازی شود. ایران توان شلیک نخواهد داشت. برآوردی که به دولت آمریکا داده شده بود این بود که ایران به اندازه کافی ضعیف شده و شما یک زمان طلایی دارید برای اینکه بتوانید کار را به تعبیر خودشان در ایران تمام کنید. این اتفاق نیفتاد یعنی آمریکاییها از روز چهارم - پنجم جنگ به بعد بود که متوجه شدند برآورد اطلاعاتی که اسرائیلیها به آنها دادند برآورد نادرستی است و از همان موقع تقریباً شروع کردند به فشار خیلی قابل توجهی آوردن برای تمام کردن جنگ و فشارهای پشت پرده. جالب است بگویم در روزهای آخر جنگ ۱۲ روزه وقتی ترامپ تماس گرفته بود با مقام عالی یکی از کشورهای منطقه چیزی که پشت تلفن به او گفته بود این بود که «اسرائیل از من خواسته هرجور شده این جنگ را تمام کنم. من زنگ زدم که شما وساطت کنید یک جور این جنگ را تمام کنید». این وضعیتی بود که اینها بعد از ۱۰، ۱۲ روز جنگ گرفتارش شدند.
الان هم به همین صورت است. الان هم به نظر من یک مجموعه محاسبات اشتباهی توسط گروههایی در خود آمریکا و صهیونیستها دارد تولید میشود برای اینکه آمریکا را بکشاند به صحنهای در منطقه خاورمیانه که تبدیل خواهد شد به بزرگترین مهلکه تاریخی که اساساً یک رئیس جمهور آمریکا هرگز در خاورمیانه داشته. حرفهایی دارند میزنند. مثلا اولین حرفی که میزنند این است که میگوید ایران به اندازهای ضعیف شده که شما الان میتوانید یک ضربه تمام کننده به ایران بزنید. این آشوبهایی که در کشور راه افتاد کاری ندارم به اینکه بالاخره شرایط اقتصادی سخت است. کسانی معترض هستند و به آنها هم باید حق داد ولی تا جایی که به آشوب و به تروریسم مسلحانه در کشور مربوط میشود یک پروژه خارجی بود که در ایران پیاده سازی شد. همان موقع که ترامپ توییت کرد: «اگر مردم در ایران کشته شوند من حمله نظامی خواهم کرد». همان موقع باید میفهمیدیم و فهمیدیم که یک پروژه در کار است. یک برنامه میخواهد در ایران پیاده شود.
با این اتفاقی که در چند هفته گذشته در کشور افتاده، احساس میکنم دشمن طمع کرده و صهیونیستها هم دارند این طمع را تشدید میکنند اما واقعیت این نیست. واقعیت این است که به محض اینکه کوچکترین تعرض خارجی به کشور وجود داشته باشد، تمام دادهها حتی دادهها و نظرسنجی هایی که آنها از داخل ایران جمع کردهاند، نشان میدهد که جامعه ایران به رغم همه شکافها، اعتراضها و انتقادهایی که دارد، به رغم همه چند دستگیهایی که وجود دارد، یکپارچه خواهد شد در مقابل دشمن خارجی. این اولین آدرس غلطی است که به نظر من دارند به ترامپ میدهند. دارند میگویند که جامعه ایران شکاف پیدا کرده و انسجامی را که شما در جنگ ۱۲ روزه از مردم ایران دیدید اگر یک حمله جدید به ایران کنید نخواهید دید. این آدرس غلط بسیار بزرگی است. به ترامپ گفته بودند میلیونها نفر در ایران در خیابان هستند و اگر تو یک توییت کنی و بگویی که بریزید نهادهای دولتی را بگیرید و بگویید که کمک در راه است، حکومت در ایران سقوط خواهد کرد. به همین علت بود که آن توییت را ترامپ در شبکه اجتماعی خودش زد. اگر خاطرتان باشد گفت بریزید نهادها را بگیرید، کمک در راه است. برای اینکه یک عدهای به او گفته بودند که کافی است تو توییت کنی «کار در ایران تمام خواهد شد»
ما میدانیم اینها چه افرادی هستند. میدانیم صهیونیستها کدام نهاد و موسسه را در آمریکا شارژ میکنند این اطلاعات را تولید کند. یا به او گفته بودند مشهد که دومین شهر ایران است، سقوط کرده و توییت کرد گفت «دومین شهر ایران سقوط کرده» اینها نشان دهنده این است که کمپین شناختی خیلی فعالانهای روی ذهن ترامپ وجود دارد برای اینکه او را بکشانند به درگیری با ایران و من فکر میکنم هنوز این معادله به طور کامل شکل نگرفته. یعنی دارند تلاش میکنند ولی از آن طرف واقعیتها نشان میدهد که این اتفاقات نیفتاده. نه دومین شهر ایران سقوط کرده بود، نه میلیونها نفر مردم در خیابانها بودند که مثلاً با توییت ترامپ بریزند نهادهای دولتی را اشغال کنند و نظام ساقط شود. به نظر میآید به موازات شارژ شناختی ترامپ، خودش هم بیمیل نیست به اینکه کاری انجام دهد. از آن طرف واقعیتهای صحنه اینها را تعدیل میکند.
سوال: الان بزرگترین تردید آنها به خاطر چه هزینهای است که یک مقدار ممکن است پس بکشند؟
محمدی: چند ابهام عمده در طرحریزی استراتژیکی آنها وجود دارد. الان کارشان این است صبح تا شب مینشینند تکههای پازل را میگذارند کنار همدیگر، ببینند میتوانند این پازل را تکمیل کنند.
اولین تردید آنها مربوط به واکنش جامعه در ایران است. اوایل تصور میکردند بعد از اینکه این شورش تروریستی در ۱۸ دی به ویژه رخ داد، تصور میکردند میتوانند با یک ضربه نظامی تکمیل کنند ولی بعد که دیدند مردم همراهی نکردند و نظام قدرت فوق العادهای از خودش نشان داد و مردم به رغم اینکه ممکن است اعتراض داشته باشند صف خودشان را از تروریسم مسلحانه سوا کردند، متوجه شدند، کار در ایران به این سادگی نیست. گرچه که عقیده من این است اگر دشمن اشتباهی کند و بخواهد به ایران ضربه بزند دوباره تلاش خواهند کرد شورش تروریستی را در ایران احیا کنند. یعنی این برنامهای است که در ذهنشان وجود دارد و دارند تلاش میکنند امکانات عملیاتی اش را هم ایجاد کنند. این ابهام اول است که مردم ایران چگونه رفتار خواهند کرد و نشانههای عینی کاملاً ثابت میکند که مردم ایران در مقابل تهاجم خارجی صرف نظر از مشکلات داخلی متحد خواهند بود و آنچه در یک ماه گذشته اتفاق افتاده هم این را از ۷ دی ماه تا الان که ۷ بهمن هستیم ثابت میکند که مردم ایران مطابق تحلیل صهیونیستها عمل نکردند.
تردید و ابهام دومی که اینها دارند درباره گستره مکانی و زمانی جنگ است. عدهای به ترامپ میگویند تو میتوانی عملیات «کوییکاند کلین» در ایران انجام دهی. عملیاتی سریع و تمیز و این عملیات میتواند سرنوشت ساز باشد. واضح است که چنین اتفاقی در ایران نخواهد افتاد. یعنی هیچ عملیات کوچک و محدودی قادر به ایجاد تغییر بنیادین در سرزمینی به وسعت ایران و در مقابل نظامی به ریشهداری نظام ایران و مردمی با تاریخ مردم ایران نیست. این مردم هزاران سال است در این سرزمین زندگی میکنند. هزار جور اختلاف در داخل خودشان، با همدیگر داشتند ولی هیچ وقت، هیچ دشمن خارجی نتوانسته در ایران در این هزاران سال غلبه کند. الان هم همان است. الان هم تفاوتی نکرده.
ابهام جدی که در ذهن تصمیم گیران آمریکایی وجود دارد و واقعاً هم من اگر جای آنها باشم خوب به این موضوع فکر خواهم کرد که آیا یک عملیات محدود در ایران اساساً قابل انجام است؟ الان دیگر برای اینها باید روشن شده باشد که چیزی به نام ضربه محدود وجود ندارد. ما به عنوان ایران در مقام دفاع از خودمان هر ضربهای را، پاسخ گسترده پاسخ خواهیم داد هم از حیث زمانی و هم از حیث مکانی. از حیث زمانی آماده درگیری بلند مدت هستیم. از جنگ استقبال نمیکنیم. هیچکس در ایران از جنگ استقبال نمیکند ولی اگر قرار باشد جنگی به ما تحمیل شود و موجودیت ما را تحمیل کند، چنان خواهیم جنگید که این جنگ، جنگ آخر باشد. نمیشود که وضعیتی به وجود بیاید که اینها بروند هر ۶ ماه یکبار بیایند ما را تهدید کنند و ضربهای به ما بزنند و دوباره بروند ۶ ماه دیگر برگردند. کشوری با عظمت ایران را نمیشود در چنین وضعیتی معلق و معطل نگه داشت. لذا حتماً جنگ توسعه پیدا خواهد کرد حتی از حیث مکانی هم شما میبینید اینها فکر میکردند دیگر چیزی به اسم گروه مقاومت باقی نمانده در حالی که ظرف ۴۸ ساعت گذشته هم کتائب حزب الله در عراق و هم انصارالله در یمن و هم حزب الله در لبنان نشان دادند در هرگونه درگیری آینده فعالانه مشارکت خواهند کرد و کل منطقه درگیر خواهد شد. این درگیری نیست که به مرزهای ایران محدود بماند. وقتی اینها شخص رهبر معظم انقلاب را تهدید میکنند، همین یک تهدید کفایت میکند که دامنه درگیری از مرزهای ایران فراتر برود. چون ایشان مقام دینی است. مرجع عالیرتبه شیعه است. علاوه بر این که رهبر سیاسی در ایران است. این هم مسئله بعدی است. به نظرم این هم معادلهای است که هنوز نتوانستند حل و فصل کنند نه به لحاظ زمانی میتوانند سایز جنگ را کنترل کنند نه از لحاظ مکانی.
نکته دیگر درباره تخمین ابعاد پاسخ ایران. اینها فکر میکنند میتوانند پاسخ ایران را کنترل کنند. در جنگ ۱۲ روزه هم همین فکر را میکردند. چیزی که صهیونیستها در جنگ ۱۲ روزه به آنها گفته بودند این بود که «یک ضربه میزنید حالا ایران هم یک ضربه میزند» ولی ضربه ما کجا و ضربه ایران کجا؟ آخر همین معلوم شد که ضربه آنها کجا و ضربه ایران کجا؟ شرایط طوری شد که عملا رژیم صهیونیستی چیزی برای دفاع از خودش نداشت. الان قدرت موشکی، قدرت پهپادی، قدرت دریایی و زمینی ایران اصلا قابل مقایسه با روزی نیست که ما به توقف درگیری بعد از جنگ ۱۲ روزه رسیدیم. قدرت آتش بسیار بزرگی در ایران تولید شده. اگر لازم باشد علیه هر دشمنی به ویژه صهیونیستها استفاده خواهد شد. پس محاسبه این که «مردم ایران همراه هستند» «جنگ از لحاظ زمانی کوتاه میشود» «از لحاظ مکانی جنگ محدود میشود» «پاسخ ایران پاسخی محدود خواهد بود» اینها محاسباتی است که صهیونیستها و لابیهایی اطراف ترامپ سعی میکنند به او تزریق کنند ولی فکر میکنم اگر یک خرده واقع بین باشند که اگر میخواهند یک تصمیم بزرگ بگیرند باید واقع بین باشند، این محاسبات، بسیار محاسبات پراشکالی است و واضح است اینها بیشتر عملیات شناختی روی ذهن رئیس جمهور آمریکا است برای این که او را به مهلکهای بکشانند که دیگر نتواند از آن بیرون رود.
اجمالا تردیدها اینها است و روزانه یک معادله رفت و برگشت استراتژیک بین ایران و محور مقاومت و متحدان منطقهای ایران وجود دارد. الان خیلی از کشورها در منطقه کنار ما ایستاده اند، چون نمیخواهند منطقه وارد درگیری بزرگی شود. یک رفت و برگشتی وجود دارد بین ما و یک لابی در آمریکا و صهیونیستها و کاخ سفید، این که نهایتا چه اتفاقی خواهد افتاد؟ وابسته است به این که در این مواجهه استراتژیک، در این رفت و برگشت و در این چالش محاسباتی که دو طرف با هم پیدا کرده اند، نهایتا کدام دسته محاسبات غلبه خواهد کرد. مهمترین فاکتور از نظر من، حفظ انسجام ملی در داخل ایران است.
سوال: این که میگفتند رژیم صهیونیستی هم تردیدهایی از این منظر دارد که نگران است جنگی و تعبیری که جنابعالی نقل کردید سریع و تمیز اتفاق بیفتد بعد آمریکاییها بروند و بعد این طرف اسرائیل زیرلگد جمهوری اسلامی ایران بخواهد تقاص پس دهد آیا آنها چنین نگرانی را دارند؟
محمدی: بله. به نظر میآید این دفعه صهیونیستها بازی راه انداختند و آن این است که آمریکا را گذاشتند جلو و تصور میکنند میتوانند بین ایران و آمریکا درگیری ایجاد کنند و خودشان کنار ایستادند. تلاش میکنند بگویند ما نیستیم و این جنگ بین آمریکا و ایران است مثلا اگر جنگی رخ بدهد. این حرف خیلی حرف سبکی است و برای ما در ایران و برای محور مقاومت و برای همه قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه محرز است که صهیونیستها وسط این بازی هستند و مشکلی که الان به وجود آمده و به نظر من این هم خوب است هم آمریکاییها و هم صهیونیستها به آن فکر کنند قبل از این که تصمیم بگیرند، این است که به نظر میآید آمریکاییها توان و تمایل عملیات سریع و بزرگ علیه ایران را ندارند. الان این نیرویی هم که اینها تجمیع کردند هرچقدر هم که بیاورند ارزیابیهای دقیق فنی انجام شده و نشان میدهد این نیرو صرفا میتواند یک هفته ده روز حداکثر دو هفته میتواند در منطقه خاورمیانه به لحاظ عملیاتی درگیر شود. بیش از این نمیتواند با وجود همه تبلیغاتی که الان دارند.
سوال: حتی با وجود پایگاههایی که در منطقه دارد؟
محمدی: بله همه اش با هم. نیرویی که اینها تجمیع کردند ظرفیت عملیاتی محدودی دارند. سعی میکنند در رسانه این نیرو را بزرگ جلوه دهند. این ناوی که اینها آوردند در منطقهای بوده که الان تقریبا زمان شناور بودن عملیاتی ناو آبراهام لینکن چند ماه بیشتر از آن باقی نمانده، باید برود در پایگاهی در حالت استراحت و تعمیر شود. چیزی که آمریکاییها دنبال آن هستند تازه اگر بتوانند انجام دهند که به نظر من تردیدهای زیادی درباره اش دارند این است که کار محدودی علیه ایران کنند و بتوانند یک پیروزی سیاسی خلق کنند، برای ترامپ که میبینید علاقمند به خلق این پیروزیهای سیاسی است.
مشکلی که به وجود آمده این است که ما که اسرائیل را بیرون این بازی نمیبینیم به نظر من در لحظه اولی که بخواهد چنین درگیری شروع شود پاسخ بسیار بزرگی اسرائیل دریافت خواهد کرد از جایی و به صورتی دریافت خواهد کرد که محاسبه نمیکند و سورپرایز خواهد شد. اسرائیلیها الان حرفشان این است که اگر شما میخواهید عملیات محدود علیه ایران انجام دهید چرا ما باید یک پاسخ بزرگ از جانب ایران را تحمل کنیم؟ دارند تلاش میکنند برای این که هیات حاکمه آمریکا را متقاعد کنند که برود به سمت توسعه عملیات در ایران. ترامپ هم میفهمد که نه امکان این را دارد و نه توانمندی این کار وجود دارد و نه این که أصلا از لحاظ سیاسی نفعی برای ترامپ دارد. ترامپ اگر وارد جنگ طولانی در منطقه خاورمیانه شود، اولین اتفاقی که میافتد این است که جمهوری خواهان در نوامبر آینده، انتخابات میاندورهای کنگره را می بازند و اکثریت را دموکراتها خواهند گرفت و ترامپ را استیضاح خواهند کرد. چیزی که از الان دارند راجع به آن حرف میزنند، آنها هنوز نتوانستند این پارادوکس را حل و فصل کنند و صهیونیستها دارند فشار میآورند ترامپ را متقاعد کنند سناریوهای عملیاتی اش را به آن چیزی که در ذهن آنها است نزدیکتر کند ولی این مباحثه هنوز ادامه دارد. آقای کوپر فرمانده سنتکام که به تل آویو رفته بود راجع به این چیزها با هم صحبت کرده بودند اینها همه نشان دهنده این است که کار، خیلی سختتر از آن است که در رسانهها اینها جلوه میدهند.
سوال: ولی برخی نظرشان این است که الان بعد از آمدن این تجهیزات و امکانات و گرفتن این آرایش نظامی، الان دیگر وقت. یعنی کسی که اینها را آورده قبلش تصمیمش را گرفته. چرا باید بیاورد بعد به تردید بیفتد که آیا انجام بدهم یا نه؟ نکته دوم این که اگر اینها واقعا میخواستند جنگی در بگیرد حتما این امکانات را در دسترس مثلا موشکهای ایران قرار نمیدادند. اگر ناو آبراهام تا منطقه خاورمیانه آمده بیشتر جنبه ایجاد فشار سیاسی دارد تا این که بخواهد جنگ شکل بگیرد و الا او این تجهیزات را در دسترس ایران قرار نمیداد که در جنگ بخواهد بزند. این تفاوتها را چطور تحلیل میکنید؟
محمدی: افرادی که در حوزه تحلیل اطلاعات کار میکنند میگویند پرسشهای اطلاعاتی دو دسته هستند. یک دسته معما و یک دسته ابهام هستند. معمای اطلاعاتی سوالاتی هستند که دشمن خودش جوابش را میداند، اما ابهامهای اطلاعاتی سوالاتی هستند که خود دشمن هم جوابش را نمیداند. مثل این سوال که « آیا مثلا در نهایت بین ایران و آمریکا جنگی رخ خواهد داد یا نه» اگر الان از خود ترامپ هم این سوال را بپرسی که آیا جواب این سوال را میدانی یا نه خود او هم نمیداند که جوابش چیست. تعجب میکنم بعضیها در ایران چطور جوابش را میدانند. یعنی بعضی قاطعانه میگویند نه و بعضی قاطعانه میگویند بله. به عقیده من این طور نباید با موضوع برخورد کرد. واقعیت این است که اگر دشمن بتواند از طریق استقرار و آرایش و ارعاب نتیجه بگیرد معلوم است که وارد مرحله اقدام نمیشود. اگر بتواند از ارعاب با هزینه پایین نتیجه بگیرد چرا باید اقدام کند؟ فرض کنید چیزی که آنها دارند میگویند همین حرفهایی که ویتکاف زده، یعنی میشود تسلیم ایران. اینها میگویند غنی سازی صفر، موادت را تحویل بده، موشک هایت را تحویل بده، برنامه منطقهای خودت را هم بگذار کنار و گروههای مقاومت را خلع سلاح کن.
سوال: به رسمیت شناخت رژیم هم یک زمانی جزو شروط بود؟
محمدی: میشود که عملا یک پیمان تسری آبراهام. این یعنی این که خودت را خلع سلاح کن که من میخواهم بزنمت. راحتتر بزنم. ترجمه اش به زبان فارسی میشود این. این را از ارعاب نتیجه بگیرند، بدشان نمیآید. نکته دوم چون سناریوی عملیاتی هنوز روشن نیست و ابهامات زیادی وجود دارد، اینها سعی کردند که ظرفیتهای مختلف ایجاد کنند که بتوانند سناریوهای مختلف را با آن اجرا کنند. سناریوها میتوانند کوچک، بزرگ و کوتاه مدت و بلندمدت باشند. یک پلتفرم نظامی در منطقه ایجاد میکنند که سناریوهای مختلف را اجرا کنند.
سوال: سناریوهای جنگ منظورتان است؟
محمدی: نه تاکتیکهای مختلف، اما اینها تلاش میکنند که بگویند دست ما پرست، در حالی که این جوری نیست. نیرویی را که آوردند در منطقه پیامهای روشنی دارد؛ که اینها نمیتوانند وارد درگیری گسترده و بلندمدت شوند. همین ترسی که صهیونیستها ابراز میکنند پیام روشنش برای من این است که هنوز سپر دفاع موشکی در رژیم تکمیل نیست و ما خیلی وقت است که میدانیم که بعد از جنگ، اینها خیلی تلاش میکنند برای این کار، خیلی دروغ گفتند دراین باره. نتوانستند به یک سپر دفاع موشکی مطمئنی برسند، نه در جنگ و نه بعد از جنگ. میدانیم که جنگی شروع شود، رژیم آماده دفاع از سرزمین اشغالی نیست. ظرفیتی ایجاد کردند ولی هنوز با تردیدها و ابهامات عملیاتی و اطلاعاتی دست و پنجه نرم میکنند.
مهمترین شاخصی که معلوم خواهد کرد نهایتا اینها چکار میکنند، وضع ماست. ما اگر بتوانیم انسجام اجتماعی را در ایران حفظ کنیم و این موضوع را معتبر کنیم که محور مقاومت به نحو سراسری در منطقه خاورمیانه وارد هر گونه درگیری آتی خواهد شد، که این کار را کردیم و تاب آوری ملی را تقویت کنیم و اختلاف سیاسی را کنار بگذاریم و جامعه ایران اراده خودش را برای مقاومت در مقابل تهاجم خارجی نشان دهد. اینها تعیین کنندهترین عواملی است که دشمن را هدایت خواهد کرد به سمت سناریوی درگیری یا سناریوی عدم درگیری. این بازی هنوز ادامه دارد. گرچه که خیلی نمیتواند ادامه پیدا کند. یک سقف زمانی وجود دارد برای ادامه این بازی، ولی هنوز ما در موقعیتی هستیم که گفتم یک جنگ محاسباتی خیلی جدی بین طرفین وجود دارد. ساعت به ساعت، سیگنالهایی که از طرفین میگیرند تعیین کننده خواهد بود.
سوال: ماجرای اغتشاشات اخیر و آن چه که پشت سر گذاشتیم به ویژه در ۱۸ و ۱۹ دی، چقدر مرتبط میدانید با این اتفاقاتی که رخ میدهد؟
محمدی: بعد از جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی و آمریکا، دو تا کلمه حرف خیلی روشن زدند و این را مکرر در محافل و رسانهها مقامهای رسمی شان و حتی غیر رسمی شان گفتند. دو چیز باعث شد اینها در جنگ ۱۲ روزه نرسند به اهدافی که تعیین کرده بودند. آنها در جنگ ۱۲ روزه، یک جنگ براندازانه در ایران به قول خودشان شروع کردند و دست از پا درازتر برگشتند. یکی انسجام اجتماعی در ایران و پیوند عمیقی هم بین مردم شکل گرفت و هم بین مردم و رهبری شکل گرفت و عملا باعث شد با سورپرایز فوق العاده اطلاعاتی در داخل ایران مواجه شدند. چیزی که موساد به اینها گفته بود که جامعه ایران جامعه گسسته و متفرقه است و یک ضربه خارجی این است که جامعه علیه خودش دست به شورش بزند و به تعبیر خودشان جامعه از درون خودش، خودش را منهدم میکند. این اتفاق نیفتاد و این خیلی برای شان تلخ بود که در جامعه ایران چنین وحدتی حس شود. خیلی اینها بعد از جنگ تلاش کردند و یکی هم برنامه موشکی. اینها برنامه موشکی و پهبادی ایران را دست کم میگرفتند و خیال میکردند میتوانند با ایران بی دفاع مواجهاند، در حالی که چند روز از جنگ نگذشته بود که متوجه شدند با ایران تهاجمی مواجهاند. بعد از جنگ اینها تمرکز کردند یکی روی فاکتور انسجام اجتماعی و یکی توان موشکی و پهبادی ایران که در جنگ ۱۲ روزه از توان دریای، زمینی و منطقهای خودمان استفاده نکرده بودیم، چون فکر میکردیم جنگ توسعه پیدا خواهد کرد و فکر نمیکردیم که جنگ پایان یابد. تمرکز روی انسجام اجتماعی ایران تا حدی بود که دشمن توانست طرح خودش را پیش ببرد.
واقعیت این است که در حوزه اجتماعی و اقتصادی بعد از جنگ، ما بهتر توانستیم عمل کنیم و قدر بعضی از فرصتها را ندانستیم. این مردم نشان دادند که بسیار شریفند و بسیار مردم آگاهی هستند. در ایران به صورت روتین هر روز از صبح تا شب، ۴۰ تا، ۵۰ تا و ۱۰۰ تا حادثه امنیتی داریم. در طول ۱۲ روز جنگ یک حادثه امنیتی در کشور رخ نداد. انگار خود مردم مواظب کشورشان بودند. دشمن تمرکز فوق العادهای کرد که این انسجام را گسسته کند. سعی کرد دیدگاه تندرو و دیدگاههای نامعقول را پررنگ کند. سعی کرد فضا و سایه جنگ را بالای سر مردم حفظ کند برای این که فعالیتهای اقتصادی قفل شود. مردم بترسند، فروشنده نفروشد، خریدار نخرد. سایه جنگ این جوری است و سعی کردند جامعه را با تندرویها، دو قطبی کند و هم جامعه را با حفظ سایه جنگ شرطی کنند و نگذارند فعالیتهای اقتصادی نرمال انجام شود و بعضی تصمیمات گرفته شد که باید خردمندانهتر و تدریجیتر باید گرفته میشد. ترکیب اینها با همدیگر به اینها این امکان را داد که روز هفت دی دور جدیدی از آشوب را در ایران کلید بزنند. برنامه اینها این بود که آشوبی در ایران کلید بزنند و امنیت را مخدوش کنند و بعد ضربه بزنند. همان روز ۱۸ دی اینها به شدت داشتند فکر میکردند که با چند روز بعد برای این که تصمیم نظامی بگیرند، چی پشیمان شان کرد؟ دیدند که مردم عمل نکردند و چیزی که پای مردم وسطش باشد، یک شبه شروع نمیشود که یک شبه تمام شود. معلوم شد آشوب تروریستی است که خودشان برنامه ریزی کردند. خیلی فکر کردند که ضربهای به ایران بزنند ولی متوجه شدند پای مردم وسط نیست. مردم انتقاد و اعتراض دارند ولی مرز خودشان را خشونت تروریستی حفظ کردند. الان تلاش میکنند مرحله دوم آشوبها را در ایران کلید بزنند. مشکلات زیادی وجود دارد و بعضی جاها مردم را اذیت کردیم به ویژه از لحاظ اقتصادی که باید مسئولیت این را بپذیریم اما دست زدن به هر نوع شورش، آشوب و حرکت خیابانی، تردیدهای دشمن را برای ضربه نظامی به ایران عمیقا کاهش میدهد.
ترامپ نمیتواند تصمیم بگیرد که با ایران بزرگ چه کند؟ وقتی خطایی را در ایران رخ دهد و بعضی نخبگان نتوانستند مثل نخبگان یا سلبریتیها که مرجعیت اجتماعی دارند. تحریک، آشوب و اغتشاش در ایران، کارسازی برای حمله نظامی دشمن به ایران است که منتظرست و چون دید مردم نیستند، پا پس کشید و الان منتظر راند دوم است. اینها یک پکیج است ولی عامل کلیدی که باعث شد اینها نتوانستند برنامه شان را در ایران عملی کنند، آگاهی مردم و عدم مشارکت آنها در طرح آشوب خشن و از طرف دیگر اشرافی که نظام از خودش نشان داد در برخوردبا افرادی که تحریک شده بودند برای شورش مسلحانه در ایران. هنوز هم معادله به طور بنیادین تغییر نکرده و وضعیت در هفتهها و چه بسا ماههای آینده همین خواهد بود.
سوال: مواضعی که برخی کشورهای منطقه گرفتند که صراحتا اعلام کردند که خاک مان را برای هر گونه حمله ایران قرار نمیدهیم و حتی ناتو اعلام کرده که وارد هیچ مداخله نظامی به نفع آمریکایی نخواهیم شد و چقدر اینها باور پذیر و واقعی است؟
محمدی: بعد از جنگ ۱۲ روزه، آگاهی منطقهای کم و بیش در بعضی از کشورها شکل گرفت. اینها متوجه شدند که در تضعیف مقاومت حتی در تضعیف ایران خطا کردند و اگر موجود سفاکی مثل نتانیاهو زورش به ایران و محور مقاومت برسد، بعدا دلیلی ندارد به بقیه کشورهای منطقه رحم کند. اینها تهدید صهیونیست را خیلی جدی نمیگرفتند و فکر میکردند دشمنی رژیم فقط با ایران و مقاومت است. وقتی قصه سوریه پیش آمد خیلی روشنتر شد و رفتاری که اسرائیلیها با جولانیها کردند و در حملهای که به قطر کرد، دیدند قصه متفاوت است و ایران و مقاومت سدی بودند در مقابل اسرائیل که اگر این سد بشکند و دیدند که نخواهد شکست و آن وقت به سرعت نوبت به اینها خواهد رسید و اینها قادر با مقابله با اینها نیستند. ما به آنها ضربه میزنیم و جلوی شان میایستیم و یک گلوله به سمت اسرائیل و آمریکا نمیتوانند شلیک کنند همچنان که تا حالا شلیک نکرده اند. همین الان در خاک سوریه مستقیما از رژیم صهیونیستی ضربه میخورند و نمیتوانند به او ضربه بزنند. این آگاهی ایجاد شده و رفتار برخی کشورها متفاوت شده و الان در منطقه تنها نیستیم. ترکیه، عمان، پاکستان و حتی عربستان سعودی و اینها نمیخواهند اینها همراه ایران شوند. موضوع پیچیدهتر از این هاست ولی رفتارشان با رفتار با قبل از جنگ ۱۲ روزه متفاوت است.
مطلب دومی که در منطقه اتفاق افتاده که اهمیتش خیلی زیادست، این است که ترامپ از خودش این گرایش را نشان میدهد که میخواهد کل منطقه خاورمیانه را ببلعد که خیلی جالب است که صهیونیستها از ویران سازی منطقه حرف میزنند نه از توافق با کشورهای منطقه. این نکته مهمی است. اسد از سوریه رفت، جولانی آمد سرکار که آدم خودشان بود. با آمریکا و صهیونیستها توافق کردند و هر چه آمریکایی امتیاز خواستند به آنها داده است.
اولین کاری که صهیونیستها بعد از خروج بشار اسد از دمشق انجام دادند و در حالی که جولانی مستقر شده بود، کل سوریه را بمباران سراسری کردند که زیرساختهای استراتژی سوریه و داراییهای سوریه را ازبین ببرند که گفتند که برای ما مهم نیست جولانی حاکم باشد. باید سوریه عاجر و ناتوان باشد هرکسی سر کار باشد باید ناتوان باشد.
در مورد ایران همین جوری فکر میکنند. بعضیها فکر میکنند که اگر نظام جمهوری اسلامی ایران برود این جا گلستان می شود. در اسنادشان است که اگر روزی جمهوری اسلامی برود اولین کاری که خواهیم کرد شخم اساسی در ایران بزنیم و بمبارانهای بزرگی در ایران کنیم برای این که اینها کلی قدرت ایجاد کردند و باید اینها را از بین ببریم. منطقه اینها را میفهمد که با این موجودات روبه رو هستیم. بعضی از کشورها امتحان بدی پس میدهند، نمیخواهم اسم ببرم. اگر اینها بخواهند، ما به عمل شان نگاه میکنیم نه به بیانههای شان. منطقی همین است. میگویند ما آسمان یا خاک مان را ندادیم ولی روز عمل معلوم میشود که از کجا به ما شلیک میشود و با کمک و با وساطت کی؟ در جنگ آینده همان جوری که در بیانیه انصارالله یمن آمد نه فقط کسی که به ما شلیک میکند، هر کسی که شریک این شلیک است و کارسازی برای او میکنند در معرض هدف خواهد بود.
سوال: در این مرحله پنجرههای دیپلماسی کاملا بسته شده است؟
محمدی: تصور من این است که آمریکاییها نمیخواهند مذاکره معنادار کنند. الان اینها آمده اند در منطقه خاورمیانه آرایش عملیاتی گرفتند و باید پیشنهاد معنادار و جدی بدهند که این کار را نمیکنند. چیزی که میگویند این است که ترامپ در طول جنگ ۱۲ روزه توییت کرد، شما باید تسلیم بدون قید و شرط شوید. پیشنهادی که ویتکاف در نشست لابی اسرائیل در آمریکا مطرح کرد. این بود. میگوید شما باید غنی سازی را در ایران صفر کنید. بعد میگوید کلیه مواد هستهای را خارج کنید از ایران. بعد به اینها اکتفا نمیکند میگوید کل برنامه موشکی باید آن جوری که ما میخواهیم تغییر پیدا کند و بعد کل گروههای مقاومت منطقهای را به دست خودتان خلع سلاح کنید. این معقول است که اینها حرف حسابی میزنند که ما برویم مذاکره کنیم این کارسازی برای بی سلاح کردن ما و زدن ما با هزینه پایین ترست.
اگر پیشنهاد معناداری وجود داشته باشد و تعدیل اساسی در دیدگاههای شان انجام دهند، ایران سر میز مذاکره مینشیند و قبلا هم نشان داده است. این حرفها که می زنند، اسمش خلع سلاح داوطلبانه ایران است و این اسمش مذاکره نیست و تا الان پیشنهاد معناداری تا جایی که من اطلاع دارم ارائه نشده است.